زینب ساداتزینب سادات، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

می نویسم برای دخترم

ورود به هفته 31 بارداری و ماه 8 ام

سلام دخمل ناناش مامان خوبی عزیزم انشاالله که همیشه خوب و سالم باشی امروز به لطف الهی وارد هفته شدیم و هفته  رو هم پشت سر گذاشتیم از امروز اگه حساب کنیم تا پایان هفته فقط و فقط روز دیگه باقی مونده تا اومدن شما در ضمن یکی دو روز دیگه هم ماه تموم میشه و وارد ماه میشیم (اووووووووووووهههههه چه همه عدد) خدا رو شکر اصلا فکر نمی کردم که بتونم این بار رو تا اینجا بکشم همش لطف خداست همش کمک خداست مطمئنم که تا اینجا که کمکم کرده ازین به بعد هم یار و مددکارم خواهد بود فقط مشکلی که هست اینه که دلم خیلی برا نیشابور و خانواده ام تنگ شده با این شرایط نمی تونم برم عید نوروز هم نزدیکه عزیزم بوی بهار همه جا پیچیده دیرو...
19 اسفند 1392

زنده باد ایران

سلام جوجوی ریزه میزه امروز اومدم تا به عنوان یادگاری چند تا از عکسای ایران جون (دختر خاله شما) رو برات بذارم چند روز پیش خاله زهرا و عرفان جون و ایران جون اومدن خونه ما قبلا هم برات نوشته بودم که شما دو تا دوستای خوبی برا هم دیگه میشین قربون جفتتون بشم از الان تصور می کنمتون وقتی که دارین با هم خاله بازی می کنین چقدر خواستنی میشین هر سه تا تون رو یه عالمه دوست دارم یعنی شما و ایران و عرفان     توی این عکس ها ایران جون 3 ماه و 18 روز داشته زنده باشی خاله جون دوستت دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه ...
11 اسفند 1392

شروع هفته 29 ام

سلام دختر ناز مامان خوبی فدات بشم الهی انشاالله که سالم و سلامت باشی امروز شروع هفته  ام از زندگی شما در وجود منه. با احتساب امروز  روز دیگه و یا اگه بخوایم به هفته بگیم حدودا  هفته دیگه تا اومدن شما باقی مونده . الان دقیقا وسط ماه هفتم هستم . خودمونیم ها روزا داره تند تند می گذره البته بعضی وقتها خیلی کند میشه مامانی برام دعا کن شرایط داره برام سخت میشه نمی دونم من خیلی حساس شدم یا اینکه بقیه یه کم حوصله شون از من و درد هام سر رفته احساس می کنم کسی حرفام رو متوجه نمیشه هر چی میگم سختمه کمرم و پاهام درد می کنه انگار براشون زیاد اهمیت نداره پادرد و کمر درد امونم رو بریده به خدا منتی به سرت نیست عزیزم حاضرم همه...
5 اسفند 1392
1